سقوط محبوبیت ترامپ به کفِ 37 درصدی، محصول برخورد صلب اراده مقاومت با نخوت سرمایه‌داری است.
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- نظرسنجی نشریه «وال‌استریت ژورنال» که نشان می‌دهد میزان رضایت از عملکرد دونالد ترامپ به 37 درصد سقوط کرده، صرفاً یک افت مقطعی در نمودارهای آماری نیست؛ این رقم که پایین‌ترین میزان محبوبیت یک رئیس‌جمهور آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای از سال 1990 تاکنون به شمار می‌رود، سندِ عینی فرسایش هژمونی و نشانه‌ای آشکار از این واقعیت است که نفس‌های استکبار در مهلکه خودساخته به شماره افتاده است.

فاصله عمیق میان توهمات کاخ سفید و واقعیات کفِ جامعه آمریکا، هرگز تا این حد دهان باز نکرده بود. در حالی که ترامپ در محافل خصوصی نیویورک با انکار واقعیت، مدعی است جمهوری‌خواهان فراتر از انتظار عمل خواهند کرد، بدنه و نخبگان حزب در وحشتی بی‌سابقه به سر می‌برند. اذعان رسانه وابسته به طبقه حاکم و سرمایه‌داری آمریکا به اینکه هم‌حزبی‌های ترامپ نیز با خوش‌خیالی‌های او همراه نیستند، از گسست در هسته تصمیم‌گیری واشنگتن حکایت دارد. نامزدهای جمهوری‌خواه به‌خوبی دریافته‌اند که ادامه زنجیر شدن به پای سیاست‌های ویرانگر ترامپ، سرنوشتی جز غرق شدن در پای صندوق‌های رأی به دنبال نخواهد داشت؛ از همین رو، پروژه علنی فاصله‌گیری از ساکن متوهم کاخ سفید کلید خورده است.

امروز پیوند دو گسلِ مرگبار، ارکان قدرت واشنگتن را به لرزه درآورده است: نخست، بن‌بست نظامی و راهبردی ناشی از جنگ‌افروزی علیه ایران؛ و دوم، ویرانی معیشت و بحران فراگیر اقتصادی در داخل آمریکا. خطای محاسباتی بزرگ طراحان نظم استکباری در تقابل با جمهوری اسلامی، نه تنها هیچ دستاورد استراتژیکی برای آمریکا به بار نیاورد، بلکه به جهش نرخ بهره، تورم مهارناپذیر در کالاهای اساسی و سوخت، و رکود بی‌سابقه دامن زد. این بار، هزینه میلیتاریسم مستقیم از جیب شهروند معمولی آمریکایی کسر شد و دیوار نامرئی اعتماد عمومی به کارآمدی کاخ سفید را از درون فروپاشید.

سقوط محبوبیت ترامپ به کفِ 37 درصدی، محصول برخورد صلب اراده مقاومت با نخوت سرمایه‌داری است. آمریکایی که همواره تصور می‌کرد می‌تواند با صدور بحران، هزینه‌های استیلاجویی را بر ملت‌های مستقل تحمیل کند، اکنون در تله بازتاب پیامدهای بحران گرفتار شده است. وحشت سراسیمه نامزدهای کنگره و تلاش برای نجات از مهلکه نوامبر، بیانگر آن است که استراتژیست‌های جنگ‌طلب نه تنها توان تحمیل اراده به تهران را ندارند، بلکه حتی قادر به اقناع پایگاه رأی سنتی خود در ایالات‌متحده نیز نیستند.

واقعیت این است که ساختار هژمونیک ایالات‌متحده زیر بار هزینه‌های فزاینده تجاوز و ناتوانی در مهار قدرت بازدارندگی ایران، به نقطه انحطاط رسیده است. اصرار ترامپ بر لجاجت و انکار بحران، صرفاً روند زوال را سرعت می‌بخشد. شواهد میدانی و آماری اثبات می‌کنند که دورانِ تعیین‌کنندگی ابزارهای ترور و تحریم پایان یافته و آنچه امروز در راهروهای کنگره و افکار عمومی آمریکا طنین‌انداز است، بازتاب پژواک نفس‌های به شماره افتاده هیولایی است که در باتلاق خطاهای محاسباتی خود دست‌وپا می‌زند.

©‌ وبانگاه، خبرگزاری تسنیم