به گزارش بخش ورزشی وبانگاه، خداحافظی لیونل مسی از تیم ملی آرژانتین، گرچه برای بسیاری از دوستداران او و فوتبال، تلخ و ناگوار بود، اما حامل پیامی مهم است؛ درسی از “خداحافظی در اوج” که در ادبیات فوتبال ایران واژهای گمشده به شمار میآید. مسی، که الگوی بیبدیل نسلهای متعدد بازیکنان بوده و هست، با این اقدام خود، الگوی دیگری را نیز به نمایش گذاشته است؛ درسی که شاید بازیکنان و مربیان تیم ملی فوتبال ایران کمتر به آن توجه کردهاند.
بررسی ترکیب تیم ملی ایران و میانگین سنی بازیکنان، حکایت از سیطره بازیکنان پا به سن گذاشته دارد که هیچ قصدی برای کنارهگیری و واگذاری جایگاه خود به نسل جوانتر ندارند. این بازیکنان که خود را بیدلیل “نسل طلایی” نامیدهاند، تاکنون هیچ دستاورد و افتخار قابل ذکری، چه در سطح باشگاهی و ملی، و چه به صورت انفرادی، کسب نکردهاند.
حدود ۳۳ سال از آخرین قهرمانی یک باشگاه ایرانی در آسیا و ۵۰ سال از آخرین قهرمانی تیم ملی در جام ملتهای آسیا میگذرد. همچنین، بیست و دو سال از انتخاب آخرین بازیکن ایرانی به عنوان مرد سال آسیا سپری شده است. این در حالی است که بازیکنانی چون حاجصفی و شجاع، با وجود رسیدن به سن بازنشستگی، همچنان بر حضور خود در تیم ملی اصرار دارند و از خود نمیپرسند که چه سهمی در پیشرفت فوتبال داشتهاند.
سوال اساسی اینجاست که چرا در طول این سالها، تنها “افتخار” بازیکنان ایرانی، افزایش تعداد بازیهای ملی آنها بوده و در هیچ حوزه دیگری شاهد رکوردشکنی نبودهایم؟ تا زمانی که امثال قلعهنویی سرمربی تیم ملی باقی بمانند و بازیکنانی چون حاجصفی و شجاع، جایگاه ثابت خود را حفظ کنند، حسرتهای فوتبالی ما تنها افزایش خواهد یافت. شاید انتظار ما از درخت پرتقال که موز بدهد، نشان از همین اشکال اساسی دارد.





