در این راستا، توییت اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، که به تهدیدات نظامی علیه ایران اشاره دارد، بهعنوان یک ابزار رسانهای برای تحریک افکار عمومی و بهرهبرداری از وضعیت موجود قابل تحلیل است.
تئوریهای رسانهای، بهویژه نظریههای مربوط به تأثیرات رسانهای، نشان میدهند که چگونه پیامهای سیاسی میتوانند به شکلگیری تصورات عمومی و نارضایتیها منجر شوند. ترامپ با بهکارگیری این تئوریها سعی دارد تا نهتنها توجه جامعه جهانی را به وضعیت ایران جلب کند، بلکه بهنوعی به تحریک معترضان، ایجاد احساس ناامنی و بیاعتمادی داخلی نسبت به جمهوری اسلامی بپردازد.
علاوه بر این، اظهارات ترامپ میتواند بهعنوان یک تاکتیک عملیات روانی برای ایجاد شکاف در انسجام اجتماعی ایران عمل کند و با تهدید به مداخله نظامی، عملاً زمینه را برای دخالتهای خارجی فراهم آورد و سناریوهایی مشابه کشور سوریه را برای تجزیه خاک ایران با دخالتهای خارجی و داخلی کلید بزند.
در این وضعیت، معترضان به شرایط اقتصادی باید نسبت به سوءاستفادههای دشمنان خارجی، بهویژه ترامپ و صهیونیستها، هوشیار باشند و نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی نباید به ابزاری برای تحقق اهداف خصمانه قدرتهای خارجی تبدیل شود.
در نهایت باید تأکید کرد مطالبات اقتصادی و اجتماعی باید در چارچوب منافع ملی و کنشهای منطقی مطرح شوند تا علاوه بر فراهم شدن زمینههای رشد اقتصادی کشور، بهگونهای عمل شود که اعتراضات به آشوبهای داخلی ختم نگردد.
دکتر محسن علیکرمی، تحلیلگر رسانه





