سامان در تحقیقات اولیه به وارد کردن ضربه مرگبار اعتراف کرد، اما در دادگاه مدعی شد تنها یک ضربه به دست مقتول زده و قتل را به درخواست دوستانش به گردن گرفته است.
او پس از صدور حکم قصاص، موفق به جلب رضایت اولیای دم شد و بار دیگر به دلیل جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه رفت.
فقط میخواستم از جانم دفاع کنم
گفتوگو با متهم
از روز حادثه بگو. چطور وارد این درگیری شدی؟متهم: آن روز بیرون از خانه بودم که یکی از دوستانم تماس گرفت و گفت با فردی به نام هومن درگیر شدهاند.
آنها از من خواستند همراهشان بروم و من هم قبول کردم. هومن را نمیشناختم و هیچ کینهای از او نداشتم.
دلیل درگیری آنها با هومن چه بود؟متهم: به من گفتند ابتدا به خاطر چشم در چشم شدن با هم درگیر شدهاند. بعد از پایان دعوا هم گفتند گوشی و اپلواچ یکی از آنها گم شده و از من خواستند همراهشان دوباره سراغ هومن بروم.
در تحقیقات اولیه گفته بودی ضربه مرگبار را تو وارد کردهای. چه شد که اعتراف کردی؟متهم: بعد از حادثه به من گفتند قتل را گردن بگیرم. من آن زمان مشکلات مالی شدیدی داشتم و زندگی مشترکم هم در شرایط خوبی نبود. آنها به من وعده پول دادند و گفتند برایم رضایت میگیرند، برای همین قبول کردم.
پس میگویی ضربه مرگبار را تو نزدی؟متهم: بله. من فقط یک ضربه به دست هومن زدم. ضربهای که به قفسه سینهاش وارد شد و باعث مرگش شد را یکی از همان دو برادر زد.
اما در نهایت به قصاص محکوم شدی؟متهم: بله. با وجود اینکه گفتم ضربه مرگبار را من نزدهام، دادگاه بر اساس مدارک پرونده من را گناهکار شناخت و حکم قصاص صادر شد. من تا یک قدمی اجرای حکم هم پیش رفتم.
چطور از قصاص نجات پیدا کردی؟متهم: در نهایت توانستم رضایت اولیای دم را جلب کنم و از قصاص نجات پیدا کردم. حالا هم بابت اتفاقی که افتاده پشیمانم و فقط از دادگاه خواستهام به خاطر دو فرزندم در مجازاتم تخفیف قائل شود.





